يا بهترين خوانندگان را دارند، الزاماً آخرين موٴلفان نيستند؛ ممكن است جسمشان قرنها پيش، خاك شده باشد. از اين رو، بشريت هرچه پيرتر ميشود بزرگتر و غنيتر ميگردد، چون تعداد دانشمندان ((زنده)) و روحهاي خلاق در هر زمان، رو به افزايش است. بيشك، اين مطلب در مورد هنر و ادبيات نمايانتر است، زيرا شاهكارها براي هميشه خلق شدهاند؛ حال آن كه در علوم، حتي بزرگترين اثرها، محكومند كه تحت شعاع اثرهاي بعدي قرار گيرند. اين دانشمندانند و نه هنرمندان، كه ((بر شانههاي غولان ايستادهاند.)) فيدياس، سوفوكل، ميكلآنژ، شكسپير و باخ باگذشت سدهها، چيزي از دست ندادهاند، آنان مانند هميشه جوانند و بزرگتر ميشوند. ولي آثار بقراط و ارشميدس مدتها پيش، جايشان را به آثار بهتري دادهاند كه از آنها اقتباس شده است. اين مطلب ممكن است با اظهارات قبلي متناقض تصور شود، ولي چنين نيست. نتايج علمي گذشته عموماً ممكن است به فراموشي سپرده شوند، چون در آثار بعدي آمدهاند، ولي دستاوردهاي علمي هرگز ناديده گرفته نميشوند و ارزششان ابدي است. رياضيدانان دليلي ندارند كه اثر اقليدس را بخوانند، ولي هرگز از تحسين او باز نخواهند ايستاد و با افزايش معلوماتشان قدرداني آنان از نبوغ وي فزوني ميگيرد.
در اين كتاب، اشارههايي كه به علم پيش از سدهٴ چهاردهم شده فراوان است، چون براي شرح خلاقيتهاي تازه ضروري بوده است؛ ولي اشاره به دورههاي بعدي، تنها شامل موردهاي نادري ميشود، وگرنه نميتوانست پاياني داشته باشد. فرصت اشاره به گذشته محدود بود و اشاره به آينده نامحدود. بايد به خاطر داشته باشيم كه عنوان اين كتاب ((نگاهي به آگاهي به دست آمده در سدهٴ چهاردهم)) ميتوانست باشد؛ يك چنين نگاهي، بدون گزارشي از گذشتهاي كه آن آگاهي در آن رشد كرده است، نميتوانست كامل باشد؛ اين گزارش نبايد شامل آيندهاي باشد كه خود در حكم شالودهٴ آن است، چون اين آينده، هر قدر هم براي ما معلوم باشد؛ آن روز، غيرقابل پيشبيني بود.
به عقيدهٴ برخي نويسندگان، سدهٴ چهاردهم، بخشي از سدههاي ميانه، يا به عبارت دقيقتر آغاز افول سدههاي ميانه است،1 به عقيدهٴ ديگران، آن عصر، داراي ويژگيهاي نوزايي، آغاز نوزايي يا پيشنوزايي بود. چنين بحثهايي بيهوده است. هر عصري سدهٴ ميانه است، چون در ميان دو سده واقع است، درست چنان كه هر نسل ميان دو نسل ديگر قرار دارد. بدين سان، ميتوان آن را پايان يك عصر يا مقدمهٴ عصر ديگر شمرد. در اين صورت، هر عصري، اگر محدود به يك ناحيهٴ جغرافيايي يا گروه انساني كوچك نباشد، تركيب پيچيدهاي از بالاها و پايينهاست.